X
تبلیغات
من و ... !
درخت دوستی بنشان که کام دل ببار آرد/نهال دشمنی برکن که رنج بی شمار آرد

امروز داشتم جزوه ریکتز رو میخوندم دیدم توش یه اپروچ عالی به هایپوکلسمی داره گفتم بذارم که بقیه هم استفاده کنن چون من خودم همیشه توش مشکل داشتم

اگر کلسیم خون پایین باشه اول به کلسیم ادرار نگاه میکنیم. 2 حالت داره:

1-کلسیم ادرار بالاست یعنی هایپرکلسیوری که این نشان دهنده موتاسیون در ca sensing receptor داره این رسپتور در پاراتیروئید در سلولهای chief cell قرار داره و نسبت به سطح کلسیم خون حساسه و یک آستانه ای رو برای سطح کلسیم خون در نظر میگیره که اگر کلسیم خون از اون مقدار بالاتر بره PTH رو مهار میکنه و دفع ادراری کلسیم را بیشتر میکند در مواردی که موتاسیون در این رسپتور ایجاد میشه مثلا به جای کلسیم 8.5 کلسیم 7.5 آستانه در نظر گرفته میشه و کلسم بالاتر از 7.5 باعث مهار PTH شده و منجر به کلسیوری و نهایتا یک وضعیت هایپوکلسمی مزمن میشه.این افراد معمولا علامتدار نیستند و در شرایط بیماری و یا هایپرونتیلاسیون علامتدار میشن.

2-کلسیم ادرار نرماله که در این صورت به PTH مریض نگاه میکنیم که باز دو حالت ایجاد میکند:

الف) PTH پایینتر از نرماله که در فرد نرمال در صورت هایپوکلسمی باید سطح اون بالا بره ولی اینجا سطح هورمون پایین اومده که یا فرد هایپوپاراتیروئیدی داره یا به علت هایپومنیزمیه که باعث شده جلوی ترشح پاراتورمون رو بگیره که علت این هایپومنیزیمی یا ژنتیکیه یا اکتسابی(سوءتغذیه یا داروها مثل آمینوگلیکوزیدها)

ب)PTH بالاتر از نرماله که حالا به فسفر خون نگاه میکنیم باز 2 حالت پیش میاد:

1)فسفر بالاتر از نرماله که درفرد نرمال با افزایش PTH باید سطح فسفر پایین بیاد اما اینجا بالاتر رفته به علل مختلف مثلا سودوهایپوپاراتیروئیدیسم که PTH بالا رفته ولی نتونسته اثرش رو بذاره/ یا در برنامه غذایی فسفر زیادی قرار داره/تومور لایزیز سیندرم/ترومای شدید که باعث افزایش فسفر شده/نارسایی کلیه و استئودیستروفی رنال که نشونه اون Cr بالای مریضه.

2)فسفر پایینتر از نرماله که حالا به سطح 25 هیدروکسی ویتامینD نگاه میکنیم (افزایش PTH به طور نرمال باعث افزایش کلسیم و کاهش فسفر میشه در اینجا PTH اثرشو روی فسفر گذاشته ولی نتونسته روی کلسیم اثر بذاره پس حتما یه جایی تو مسیر ویتامین دی مشکل داره که نتونسته ویتامین دی فعال تولید کنه که کلسیم رو جذب کنه) اگر سطح 25(OH)vitD پایین بود یعنی مشکلی هست مثلا به علت سوءتغذیه/سوءجذب بیماریهای کبد و گوارش/داروهای آنتی کانوالسانت. اما اگر سطح این ماده نرمال بود یا بالاتر از نرمال بود میریم سراغ 1,25(OH)2vitD اگر سطحش پایین بود علتش نقص در 1هیدروکسیلازه و اگر سطحش بالا بود نقص در رسپتور داریم که فرم فعال ویتامین دی نتونسته اثرشو روی سلولها اعمال کنه و منجر به جذب کلسیم بشه.

 

 

keywords: هایپوکلسمی hypocalcemia

+ نوشته شده در  جمعه 15 اردیبهشت1391ساعت 18:8  توسط زهرا | 
امروز سر مورنینگ اطفال یه کیس جالب بحث شد گفتم شاید بد نباشه که بذارم اینجا.

بیمار پسر ۱۶ ماهه ایه که از دو ماه پیش دچار پلی اوری و پلی دیپسی شده.به صورت نوشیدن آب زیاد و افزایش ‌دفعات عوض کردن پوشک و سنگین شدن اون.سابقه ی یبوست و دفع مدفوع گلوله گلوله همراه با خون رو ذکر میکنه و از همان ابتدا سرماخوردگی های مکرر داشته که هر بار ۷تا۱۰ روز طول میکشیده.بیمار سابقه عفونت ادراری به صورت بیقراری حین ادرار کردن رو میده که آنتی بیوتیک مصرف کرده ولی مادر بیمار اسم داروهارو نمیدونه و در سونوگرافیهای قبلی یک نوبت ۲عدد سنگ در کلیه راست بیمار دیده میشه.بیمار سابقه ی زردی و آسفیکسی نداره یک نوبت در اهواز و یک نوبت در شیراز به علت پلی اوری پلی دیپسی بررسی میشه.سابقه واکسنش تا الان کامله.مادر در دوران حاملگی پره اکلامپسی و عفونت کلیه رو ذکر میکنه ولی نمیدونه چه داروهایی استفاده کرده.قد و وزن بچه ه قیقا یادم نیست ولی کمی پایینتر از صدک ۵۰ بود.در خانواده بیمار سابقه بیماری تیروئیدی در مادربزرگ و سابقه دیابت در اکثر فامیل وجود داره.

در معاینه بیمار pale بود.قلب و ریه نرمال بود شکم هم نرمال بود.

problem list:

پرنوشی - پرادراری-سرماخوردگی مکرر-Costipation

آزمایشات:

CBC: WBC 10/5 neut 17 lymph 80

RBC 4/6      HGB 10/7       HCT 34/5      MCV 74          PLT 374000       BS=77   BUN= 15

Cr= 0/5     Na= 134      K= 3/8        Ca= 8/6      P= 6/2     Fbs= 95

تشخیصهای افتراقی:

۱)دیابت شیرین که جهت اثبات آن میبایست FBS بالای۱۲۶وrandom glucose بالای ۲۰۰ داشته باشد که اینگونه نبود

۲)دیابت بیمزه

۳)هایپرویتامینوز D

۴)ATN

۵)هایپرکلسیوری که همراه با کلسیو آب زیادی دفع میشه

۶)هایپراوریکوزوری

۷)RTA

۸)سندرم بارتر و جیتلمن

۹)پلی دیپسی اولیه

در مورد دیابت بیمزه:در این بیماری فرد دچار پلی اوری و بالطبع آن پلی دیپیس میشود.ادرار بیمار تغلیظ نمیشه و specific gravity اون کم میشه. ۲نوع دارد. ۱-سنترال ۲-نفروژنیک

نوع نفروژنیک بیشتر در اثر داروهاست مثل لیتیوم آمفوتریسین بعضی از آنتی بیوتیکها که از روی شرح حال دارویی میتونیم به اون پی ببریم

در نوع سنترال میزان ترشح هورمون وازوپرسین یا آنتی دیورتیک کاهش پیدا کرده که علل مختلفی داره:

تروما-تومورها(مثل کرانیوفارنژینوما/ ژرمینوما و... که با MRI میتونیم پیدا کنیم)-انفارکتوس مغزی در ناحیه هیپوفیز-بیماریهای انفیلتراتیو یا ارتشاحی مثل هیستیوسیتوز که معمولا در سن بالاتری هستند علائم پوستی به شکل اگزماهای شدید دارند هپاتومگالی دارندو... -عفونتهای مغزی مثل مننژیت/ سایتومگالوویروس/توکسوپلاسما/لیستریوز (کلا TORCH میتونه عاملش باشه) - بیماریهای فامیلیال و congenital مثل familial central DI/ wolfram syndrom/ که سندروم ولفرم شامل central DI- دیابت شیرین-آتروفی اپتیک و کری میشه.

جهت تشخیص دیابت بیمزه از تست محرومیت از آب استفاده میشه.روش انجام تست:

بیمار ۲۴ ساعت قبل از تست هیدراته میشه و مایعات کافی دریافت میکنه.قبل از انجام تست وزن و علائم حیاتی و... بیمار اندازه گیری میشه بعد به مدت ۷ ساعت بیمار رو از آب محروم میکنیم در این مدت وزن بیمار و علائم حیاتی و اسمولاریته ادرار و خون وسدیم خون و حجم ادرار BUN و Cr... بررسی میشوند.اگر در این مدت specific gravityادرار زیاد بشه یعنی ادرار تغلیظ بشه پس بیمار دیابت بیمزه نداره و مشکل پلی دیپسی اولیه است.اما اگر SG ادرار تغییری نکنه/ وزن فردبیش از ۵ درصد کاهش پیدا کنه/اسمولاریته ادرار به زیر۶۰۰ و اسمولاریته خون بالای ۳۰۰(نرمال=۲۹۰)برسه تست رو قطع میکنیم(اثبات دیابت بیمزه) وحالا جهت تشخیص نوع نفروژنیک از نوع سنترال به بیمار اسپری نازال یا فرم خوراکی یا فرم تزریقی وازوپرسین صناعی(DDAVP) میدهیم اگر بعد از اون SG ادرار ۵۰درصد افزایش پیدا کرد یعنی از نوع سنترال بوده که این هورمون در بدن کم ساخته میشده و با مصرف اگزوژن آن به حالت طبیعی برمیگرده.اما اگر بعد از استفاد کمتر از ۵۰ درصد SG زیاد بشه یعنی دیابت بیمزه نفروژنیک داره.

برای این کیس قرار شد این تست انجام بشه تا ببینیم مشکل چیه!

keywords: polyuria - polydypsia - diabetes insipidus

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 اردیبهشت1391ساعت 19:34  توسط زهرا | 
قبلا ذوق و شوق بیشتری برای وبلاگ نویسی داشتم اما الان اصلا حالش نیست.خیلی تنبل شدم. بی خیال...... عیدو بچسب! عید همگی مبارک باشه امیدوارم سال ۹۱ سال خوبی هم برای شما و هم برای من باشه...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 فروردین1391ساعت 17:56  توسط زهرا | 

A Short History of Medicine
2000 B.C. - "Here, eat this root."
1000 B.C. - "That root is heathen, say this prayer."
1850 A.D. - "That prayer is superstition, drink this potion."
1940 A.D. - "That potion is snake oil, swallow this pill."
1985 A.D. - "That pill is ineffective, take this antibiotic."
2000 A.D. - "That antibiotic is artificial. Here, eat this root." !!!!


+ نوشته شده در  شنبه 8 بهمن1390ساعت 12:5  توسط زهرا | 
یوهووووووووووووووو

در تاریخ ۱۵/۱۰/۱۳۹۰ من اولین بخیه ی عمرمو زدم (روی انوشیروان ا.).... وای چقدر اولش میترسیدم این دست من واسه خودش بندری میزد .تکنسینه هر هر به من میخندید!!! عجب استرسی کشیدم تا بخیه رو زدم ولی چه بخیه ای زدم! محشر شد.... به خودم ایمان آوردم

اینم عکسش!

+ نوشته شده در  شنبه 17 دی1390ساعت 20:47  توسط زهرا | 
دیشب یکی از وحشتناکترین لحظه های زندگیم بود....

خواب بودم داشتم خواب میدیدم که یه دفعه با انقیاض شکم و حالت تهوع هوشیار شدم ولی بیدار نشدم! فکر میکردم میخوام بالا بیارم به خاطر همین خواستم بلند شم برم دستشویی ولی دیدم نمیتونم تکون بخورم. دستام چسبیده بود به تخت نمیتونستم بلندش کنم! یه دفعه صدای موج رادیو تو سرم پیچید هی داشت بلندتر میشد هر کاری کردم نمیتونستم تکون بخورم  نمیتونستم چشامو باز کنم... خواستم داد بزنم ولی حتی نمیتونستم دهنمو باز کنم یا یه ناله ی کوچیک بکنم.... انگار داشتم میمردم یه لحظه دست از تقلا کردن کشیدم و فکر کردم دارم میمیرم شبیه این بود که داره روح از تنم بیرون میره تنها کاری که کردم این بود که تو دلم گفتم : " خدایا من نمیخوام بمیرم هنوز خیلی کار دارم!" بعد از چند دقیقه بالاخره تونستم تکون بخورم بعدشم تا صبح خوابم نبرد! خیلی وحشتناک بود خیلی........

تو اینترنت سرچ کردم دیدم این بختک همون sleep paralysis ه چیزای جالبی راجع بهش خوندم لینکشو میذارم که هر کی خواست در موردش اطلاعات بیشتری پیدا کنه بخونه:

http://www.webmd.com/sleep-disorders/guide/sleep-paralysis

ولی هر چی که هست خدا نصیب گرگ بیابون نکنه!

دقیقا همین حسو داشتم!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 آذر1390ساعت 13:41  توسط زهرا | 

10 روز پیش که با مترو داشتم میرفتم خونه رو به روم یه خانمی نشسته بود که داشت کتاب میخوند نگاه کردم دیدم نوشته "سرزمین گوجه های سبز برنده نوبل ادبیات 2009" بدجوری قلقلکم داد که منم برم بخونمش یه زمانی کتاب زیاد میخوندم اما لان خیلی وقت میشد که دیگه سراغش نرفته بودم با اینکه هر روز کلی وقت آزاد دارم. به خاطر همین کوبیدم رفتم کتابخونه ملی کتابو گرفتم.دیروز تمومش کردم. کتاب خوبی بود موضوع قشنگی داشت و خوبم بیان شده بود ولی مطمئن نیستم که از اون کتابایی باشه که همیشه تو ذهنم بمونه و خوندنشو به همه توصیه کنم.شاید اگه یه خرده از توصیفاشو کم میکرد و موضوع اصلی رو مهمتر و هیجان انگیزتر نشون میداد خیلی بهتر میشد.

بهترین کتابایی که خوندم و هرگز فراموش نمیکنم اینا بودن : کوری ، بینایی ، همه نامها ، جاناتان مرغ دریایی و بعضیها هیچ وقت نمیفهمند (کورت توخوسلکی). 3 تای اول از ژوزه ساراماگو ئه. واقعا کاراش شاهکارن . وقتی کتاب رو تموم میکنی یه دنیا حالت با قبل از شروع کردنش فرق میکنه. ساراماگو بهترینه...

کتاب آخری هم واقعا تاثیرگذار و قشنگ بود ، توصیه میکنم حتما اینا رو بخونین.

الان شروع کردم به خوندن شعرای اخوان ثالث. خیلی عالین ، بهم حس خوبی میده.... هنوز نمیدونم بعدش چه کتابی باید بخونم ببینم چی میشه!

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 آذر1390ساعت 20:10  توسط زهرا | 

بیشتر از یه ماهه که چیزی تو وبلاگم ننوشتم! عوضش الان تلافی میکنم....

ماه قبل بخش روان بودیم...فکر میکردم بخش مورد علاقه ام باشه ولی آخر بخش فهمیدم نه!اصلا دلم نمیخواد برم روان بخونم نه اینکه دوستش نداشته باشم. به خاطر اینکه خیلی ناراحت کننده است اکثر مریضا خوب نمیشن و بالاخره یه علائمی رو تا آخر عمر دارن که همه ی زندگیشونو تحت الشعاع قرار میده.دیگه اینکه خیلی با زندگی شخصی مردم سر و کار داره چیزی که اگرم اشتباه باشه تو به عنوان یه دکتر هیچ وقت نمیتونی درستش کنی اگه یکی معتاد باشه اگه یکی خونواده اش طردش کرده باشن اگه فقیر باشه  و هیچی نداشته باشه اگه یکی شوهرش تهدید به مرگش میکنه و کتکش میزنه ....هر چقدرم بخوای هیچ وقت نمیتونی درستش کنی. ترجیح میدم برم جراح بشم که  با زندگی مردم سر و کار نداشته باشم و تقریبا درمان قطعی برای مریضی ها باشه!

تو بخش روان حرفایی از مریضا میشنوی که اولش برات خنده داره اما بعد از ته دل غصه میخوری.من از خودم میپرسیدم مگه این بیچاره ها چه گناهی کردن که تو این سن وسال باید اینجوری بشن بدون هیچ دلیل خاصی... واقعا از کار خدا نمیشه سر درآورد. خدایا به همه سلامتی بده

الان بخش اعصابیم...این دیگه بدتر از قبلیه! MS و ALS و هزار بدبختیه دیگه . کاش یه موقعی برسه که همه ی اینا درمان داشته باشه

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 آذر1390ساعت 12:21  توسط زهرا | 
این بخش گند اورولوژی هم بالاخره تموم شد گند بود نه به خاطر خود بخش به این خاطر که یه مشت رزیدنت عقده ای ریخته بود توش اه اه! الان که بیشتر فکر میکنم میبینم خود بخش هم مزخرف بود آخه دیگه کاری داره یه U/A U/C سونو و سی تی و VCUG و نهایتش هم یورودینامیک UDS نوشتن؟اصلا پزشکی نمیخواد همه چی رو راحت با آزمایش و تصویربرداری میشه تشخیص داد . مسائل جنسی اش هم که یا بعضی استادا نمیذاشتن ببینیم چون دختریم یا یه عفونتی چیزی بود.چیزی که برام جالب بود پیرمردای ۷۰-۸۰ ساله بودن که میومدن قرص بگیرن که تقویت جنسی شن!!! آخه من نمیتونم درک کنم این مردا تا کی تا چند سالگی به این کارشون میخوان ادامه بدن واقعا بازم تحریک میشن و میخوان رابطه داشته باشن؟؟؟ برای من که عجیبه...

تنها نکته ی مثبتی که برام داشت اتاق عملش بود که چند بار چیزای جالبی دیدم.یه جند تا عکس جالب هم گرفتم...

عکس بالا عکس سنگ کیسه صفراست.

عکس پایینی سی تی یه کیست هیداتید بزرگ تو کبده.(همون گرد سیاهه تو کبدش)

اینم محتویات و جدار همون کیست.

عکس پایینی هم همون کیسته موقع تخلیه اش!

+ نوشته شده در  شنبه 30 مهر1390ساعت 18:51  توسط زهرا | 

بیمار آقای 43 ساله ایست که از 4 روز پیش دچار اسهال و استفراغ شدید شده به طوری که دفعات اسهال بسیار زیاد بوده اسهال آبکی و بدون ارتباط با غذا خوردن بوده اسهال زرد رنگ و بدون بوی متعفن بوده در اطرافیان هم وجود نداشته. به علت استفراغهای شدید درد اپیگاستر را ذکر میکند .تب و لرز نداشته. از درد مختصر سوپراپوبیک هم شاکی است.

PMH: سابقه ی جراحی فتق در سال گذشته

DH: ندارد

در معاینه: بیمار آقای میانسال هوشیار و اورینته ای هستند که ill و toxic نبوده و به سوالات به خوبی پاسخ میدهد.

BP: 90/50                   PR:115                       OT:36

در معاینه ملتحمه ی pale ، مخاطات خشک ، کاهش تورگور پوستی ، تاکی کاردی و ارتواستاتیک هایپوتنشن دیده شد. (علائم دهیدراتاسیون) . ریه و قلب نرمال . مختصری CVA tenderness .

DDX : وبا

برای بیمار آزمایش درخواست شد. در آزمایشات cr=2 داشت . این cr رو چه جوری میشه توجیه کرد؟

بیمار به علت اسهال و استفراغ شدید دچار دهیدراتاسیون شده که باعث پره رنال ARF شده و چون با دادن مایع به بیمار این cr تصحیح نشد میشه نتیجه گرفت که به دلیل کمبود حجم طولانی مدت بیمار دچار مشکل رنال شده یعنی ischemic ATN. در این مرحله ما فقط علائم بیمار را تصحیح میکنیم و به بیمار فرصت میدیم که ببینیم cr بهبود پیدا میکنه یا نه. برای ATN ما تا 3 ماه صبر میکنیم اگر cr بهبود پیدا نکرد وارد فاز chronic میشه بیمار و اون موقع هست که مداخله الزامی است.

نکته: در گرفتن شرح حال اسهال لازمه که در مورد این موارد از بیمار سوال بشه:

رنگ اسهال – بوی اسهال – قوام اسهال – ارتباط آن با غذا – وجود یا عدم وجود اسهال در اطرافیان – وجود خون در اسهال – مسافرت اخیر – دفعات اسهال – وجود درد همراه با اسهال

 نکته۲: لطفا بعد از خوندن بگید که به دردتون خورد یا نه. ممنون میشم!

+ نوشته شده در  شنبه 2 مهر1390ساعت 17:33  توسط زهرا |